می گن لب پیری معرکه گیری ! حکایت منم همینطوره . ۵ شنبه ای که گذشت به همراه بچه های شرکت به همت مرد همیشه اسپانسر عماد ، رفتیم سالن واسه فوتبال . بعد از ۲ سال اینجوری به خودم فشار اوردم ! دلمون خوش ۱۵ دقیقه خودم رو گرم کردم . اما انگار هیچ تاثیری نداشت ، البته بگم من واقعا در حد مجتبی جباری بودم ! ( بیچاره جباری ) خلاصه فوتبال تموم شدو فردا بیدار شدیم دیدم نمی تونم تکون بخورم . حالا معنی ریکاوری رو کاملا درک می کنم !
نکته انحرافی : ای هم قبیله ! رو اسب غربت چه خوش نشستی ؟ تو این ولایت ای با اصالت ، تو مونده بودی ، تو هم شکستی ؟ ....